محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
411
خلاصة الحكمة ( فارسى )
دو به سبب آن است كه باعث سوء هضم است « 1 » به سبب افراط تحليل روح و حرارت غريزى و مكدّر حواسّ است ؛ به سبب تحليل قواى حسّاسه و ارخاء آلت آن و بلّت دماغ . و [ نيز ] ، باعث ثقل دماغ است ؛ به سبب كثرت صعود موادّ رطبه به سوى آن . و قبول آن مر آنها را به سبب ضعف خود و جهت سيلان رطوبات به سوى آن و رطوبت از اضرّ اشياء است و مكدّر ذهن و لهذا صاحبان امراض دماغيه ، دماغ ايشان ثقيل و حواسّ ايشان كدر مىباشد و صاحبان امراض معديه - مانند اسهال - سبك و صافى مىباشند « 2 » به سبب تحليل رطوبات و خلوّ رأس از موادّ رطبه و ليكن به سبب تحليل موادّ و قوا ، ضعيف مىباشد دماغ و ذهن ايشان . و امراض مختصّه بدان : خناق است ؛ به سبب انصباب موادّ ممتليهء دماغ و سيلان آن به سبب حرارت به سوى آن « 3 » و قبول لحم غددى آن را به سبب ضعف خود . و حمّيات خلطيهء عفنيه ؛ به سبب كثرت موادّ مجتمعه و غليان و تعفّن آنها به تصرّف حرارت غريبه و رسيدن عفونت آنها به قلب و از قلب به ساير بدن . و رَمَد ؛ به سبب سخافت و ضعف بنيهء عين و تخلخل جرم آن و قبول انصباب « 4 » موادّ منحدره از سر را . امّا تغيرات مضاده مجراى طبيعى : مانند و با كه مغيرِ جوهر هوا است به عفونت و فساد . و مىرسد عفونت و فساد آن به سبب تنفّس به قلب ، و فاسد مىگرداند مزاج آن و مزاج روح حيوانى را « 5 » اوّلًا ، و بعد از آن مزاج دماغ و كبد و روح نفسانى و طبيعى را ، پس ساير بدن را . و لهذا باعث موت است به افساد و افناء ارواح .
--> ( 1 ) . الف : ( است ) حذف شده . ( 2 ) . الف : مىباشد . ( 3 ) . الف : و به سوى آن . ( 4 ) . الف : انسداد ( 5 ) . الف : ( را ) حذف شده .